نقش میانجی ابعاد مراقبتگري در رابطه بین رضايتمندي جنسي و سبکهای دلبستگي با تمایل جنسی زنان
محورهای موضوعی : روانشناسیزهرا مددی 1 * , محمد زارع نیستانک 2 *
1 - گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران.
2 - گروه روانشناسی، واحد نائین، دانشگاه آزاد اسلامی، نائین، ایران
کلید واژه: ابعاد مراقبتگري, رضايتمندي جنسي, سبکهای دلبستگي, تمایل جنسی,
چکیده مقاله :
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی ابعاد مراقبتگري در رابطه بین رضايتمندي جنسي و سبکهای دلبستگي با تمایل جنسی زنان بود. روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. نمونه مورد بررسی 200 نفر از زنان متاهل مراجعه کننده به فرهنگسراهای شهر اصفهان بودند که با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. شرکتکنندگان پژوهش مقیاس مراقبتگری كانس و شاور (1994)، پرسشنامه سبک دلبستگی بزرگسالان کولینز و رید (1990)، پرسشنامه تمایلات جنسی هالبرت (1992)و پرسشنامه رضایت جنسی هادسون (1992) را تکمیل نمودند. دادهها از طريق روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار SPSS22 و AMOS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتایج نشان داد ابعاد مراقبتگري در رابطه بین رضايتمندي جنسي و سبکهای دلبستگي با تمایل جنسی زنان نقش میانجی دارد. همچنین نتایج نشان داد مدل از برازش مطلوب برخوردار بود (01/0>P).
The aim of the present study was to investigate the mediating role of caring dimensions in the relationship between sexual satisfaction and attachment styles with women's sexuality. The method of the current research was correlational. The sample under investigation was 200 married women who referred to cultural centers in Isfahan city, who were selected using convenience sampling method. The research participants completed the Kahns and Shaver (1994) caregiving scale, the Collins and Reed (1990) adult attachment style questionnaire, the Halbert (1992) sexual desire questionnaire, and the Hudson (1981) sexual satisfaction questionnaire. The data were analyzed using Pearson's correlation coefficient, multivariate regression and path analysis using SPSS22 and AMOS software. The results showed that caring dimensions play a mediating role in the relationship between sexual satisfaction and attachment styles with women's sexuality. Also, the results showed that the model had good fit (P<0.01).